تبليغاتX
<-B net.> http://logTitle->
فانوس
یعنی عاشقی ...
شنبه ششم آبان 1385 8 بعد از ظهر

 

خیلی شيرينه وقتی بدونی کسی هست که با

ياد اون تمام لحظه های زندگيتو سپری می کنی.......

خيلی شيرينه وقتی بدونی تو این دنيا کسی

هست که برای تو هست و تو هم برای اونی............

خيلی شيرينه که بدونی يکی هست تو اين دنيا

که دوستت داره و ميگه تا آخرش با هات هستم........خيلی شيرينه که



عاشق باشی.........

 

......اونم عاشق يه فرشته....

 
 

ناباورانه قدم هاشو نظاره مي کردم که آروم آروم ازم دور و دورتر مي شد ..

دلم مي ‏خواست فرياد بزنم:‌ نرو .....

دلش مي خواست فرياد بزنم :‌ بمون ‏‏... ..

ولي بغض راه گلومو بسته بود و مجال نمي داد ،

با چشمام فرياد کشيدم :‌بمون ...

اما ‏افسوس که هيچ وقت به پشت سرش نگاه نکرد تا فرياد چشمامو بشنوه

 

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

شنبه ششم آبان 1385 7 بعد از ظهر

شهر دل خالیست  ،  خاموش است

 

برکه آرام است و غمگین

 

شهرزاد قصه گو تنهاست

 

ومن تنها تو را دارم .

 

حتما نظر بدید    

                       

 

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

شنبه ششم آبان 1385 7 بعد از ظهر

شهر دل خالیست  ،  خاموش است

 

برکه آرام است و غمگین

 

شهرزاد قصه گو تنهاست

 

ومن تنها تو را دارم .

 

حتما نظر بدید    

                       

 

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

شنبه ششم آبان 1385 7 بعد از ظهر

شهر دل خالیست  ،  خاموش است

 

برکه آرام است و غمگین

 

شهرزاد قصه گو تنهاست

 

ومن تنها تو را دارم .

 

حتما نظر بدید    

                       

 

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

شنبه ششم آبان 1385 5 بعد از ظهر
در هر آينه اي ، و بر هر ديواري ، قابي از نگاهش نصب كرده ام حال از خود تو مي پرسم :

 

چگونه فراموشت كنم ؟! چگونه ديگر نگاهت نكنم ؟!

 

چگونه ديگر نامت را نياورم ؟! چگونه ديگر در آينه بنگرم ؟! چگونه ديگر صدايت را نشنوم ؟!

 

و چگونه ديگر آمدنت را به انتظار ننشينم ؟! اي كاش پاسخم مي دادي

 

اي كاش فقط براي يک لحظه سكوت را مي شكستي از تو مي پرسم :

 

چگونه به آسمان نگاه كنم ، و ماه رخ تو را هر شب تمام نبينم ؟!

 

چگونه چشمه آب را بنگرم ، و جوشش مهرباني ات از خاطرم نگذرد ؟!

 

چگونه به كوه نگاهي اندازم ، و عظمت و بزرگي نگاهت را نجويم ؟!

 

چگونه از كنار نسيم بگذرم ، و بوي خوش تو به مشامم نرسد ؟!

 

چگونه موجهاي دريا را ببينم ، و ياد نام تو روي شنهاي ساحل نيفتم ؟! چگونه ؟!

 

بگو چگونه مي توانم با تمام آنچه دارم ، هرچند جز نگاهت هيچ ندارم ،

 

وداع كنم و فرض كنم از ابتدا هيچ نداشته ام ؟!

 

چگونه باور كنم حرفهاي شقايق همه دروغ بوده است ؟! و تمام حرفهاي قاصدک

 

و اميد گنجشک ، و تمام خاطرات پرستو چگونه باور كنم تو ديگر نگاهم نخواهي كرد ؟!

 

چگونه باور كنم زندگي به همين سادگي مسير جاده تو را از من جدا كرد ؟!

 

چگونه باور كنم آن بيابان كه جز برهوت تنهايي نيست خيلي وقت است آغاز گشته است ؟!

 

چگونه باور كنم سرابي بيش نبودي ؟! چگونه باور كنم جاده سنگدلي اش را

 

براي همگان تنها در زندگي من به نمايش گذاشت ؟! چگونه باور كنم

 

Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

جمعه پنجم آبان 1385 8 بعد از ظهر
                          

حتما نظر بدید دستتون درد نمی کنه فقط مارو دلگرم می کنه  

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

جمعه پنجم آبان 1385 11 قبل از ظهر
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم؟

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

جمعه پنجم آبان 1385 11 قبل از ظهر

به گل گفتم: عشق چیست؟

 گفت: از من خوشگل تر پروانه است

 به پروانه گفتم عشق چیست ؟

گفت : از من زیبا تر شمع است

 به شمع گفتم : عشق چیست ؟

 گفت : از من سوزان تر عشق است

 به عشق گفتم : آخر تو چیستی ؟

 گفت نگاهی بیش نیستم!!

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

پنجشنبه چهارم آبان 1385 2 بعد از ظهر

 

نمی دونم، نگاه منه که انقدر بی معنا شده؟! یا قلب دیگرانه که سنگی شده؟؟؟!!....

نمی دونم حضور منه که کمرنگ شده ؟ یا خاطرات گذشته انقدر پر رنگ..؟؟؟

نمی دونم حرفای منه که می رنجونه یا آسمون چشمای دیگران انقدر تیره و ابریه؟!

            نمی دونم خواب منه که انقدر سبک شده؟

یا فکر بقیه آرومم نمی ذاره؟؟

    نمی دونم باید واسه بودن خودم خوشحال باشم یا واسه نبودن تو غمگین؟!

نمی دونم....

        واقعا نمی دونم...؟!

هیچ کودومو.....

اما فقط یه چیزو خوب می دونم...!

  .....، حتی اگر بدونمم هیچ فرقی نمی کنه..!!!!

اين منمااااااااااااااااااااااااا

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

جمعه هفتم مهر 1385 12 بعد از ظهر

نوشته شده توسط فاطمه موسوی | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: فاطمه موسوی & Designer: Hessam Sedaghati