پنجشنبه چهارم آبان 1385 2 بعد از ظهر



نمی دونم، نگاه منه که انقدر بی معنا شده؟! یا قلب دیگرانه که سنگی شده؟؟؟!!....
نمی دونم حضور منه که کمرنگ شده ؟ یا خاطرات گذشته انقدر پر رنگ..؟؟؟
نمی دونم حرفای منه که می رنجونه یا آسمون چشمای دیگران انقدر تیره و ابریه؟!
نمی دونم خواب منه که انقدر سبک شده؟
یا فکر بقیه آرومم نمی ذاره؟؟
نمی دونم باید واسه بودن خودم خوشحال باشم یا واسه نبودن تو غمگین؟!
نمی دونم....
واقعا نمی دونم...؟!
هیچ کودومو.....
اما فقط یه چیزو خوب می دونم...!
.....، حتی اگر بدونمم هیچ فرقی نمی کنه..!!!!

لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox



